به گزارش تحریریه، از ۱۹ فروردین ماه که آتشبسی شکننده در تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفت، منطقه شاهد نقضهای مکرر آتشبس و شعلهور شدن گاه و بیگاه درگیری است. اما هر بار این درگیریها با میانجیگری واسطههای منطقهای فروکش میکند.
قرار بود که نهایی شدن سند تفاهمنامه اسلامآباد در تاریخ ۲۷ خرداد و امضای آن توسط روسای جمهوری ایران و آمریکا، مهر پایانی بر درگیریهای پراکنده میان دو طرف باشد، اما تفسیرها و برداشتهای متفاوت از این سند و تعلل طرف آمریکایی و متحدانش در اجرای تعهدات مندرج در آن، باعث شد که درگیریها همچنان ادامه پیدا کند.
درگیریها در منطقه طی هفته گذشته به اوج خود رسید و ایالات متحده آمریکا در واکنش به حمله ادعایی به تعدادی از شناورهای عبور از تنگه هرمز، دهها هدف را در خاک ایران مورد هجوم قرار داد که با واکنش قاطع ایران مواجه شد.
با این حال این درگیریها هم بعد از دو شب پایان یافت و رئیس جمهور آمریکا ادعا کرد که «به درخواست ایران» به مذاکرات بازگشتهاست. هر چند سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد که ایران هیچ درخواستی برای مذاکره با آمریکا نداشتهاست.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به دلایل متعدد خواهان بازگشت به جنگ تمام عیار با ایران نیست. جاناتان پانیکوف، افسر اطلاعات ملی سابق ایالات متحده در امور خاورمیانه، معتقد است که الگوی از سرگیری گاه و بیگاه تنشها احتمالاً در آینده قابل پیشبینی ادامه خواهد داشت. پانیکوف به رویترز گفت: «وضعیت به یک جنگ تمامعیار باز نخواهد گشت، اما وضعیت کنونی، بیثباتی مدیریتشده است؛ یعنی خشونتهای مکرر بدون وجود یک راه خروج دائمی.»
وال استریتژورنال، اواسط خرداد ماه و پیش از امضای تفاهمنامه اسلامآباد نوشتهبود: «تمایل نداشتن رئیسجمهور به شعلهور کردن مجدد جنگ نشان میدهد که او ممکن است برای هفتهها (یا حتی ماهها) حاضر به تحمل تنشهای کوچکتر باشد تا از یک درگیری گستردهتر در خاورمیانه جلوگیری کند.»
جان آلترمن از اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل نیز به رویترز میگوید: «ایرانیها به این ارزیابی رسیدهاند که ترامپ نمیخواهد به باتلاق یک جنگ بیسرانجام کشیده شود و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز شدیداً خواهان بازگشت به شرایط عادی هستند. تصور غالب این است که ترامپ برای چند روز خواهد جنگید و مجدداً کشورهای عرب خلیج فارس به او فشار خواهند آورد تا جنگ را متوقف کند.»
نزدیک شدن به انتخابات
برخی کارشناسان دلیل بیمیلی واشنگتن برای بازگشت به جنگ را نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره میدانند. جنگ ایران باعث شد که محبوبیت دونالد ترامپ در آمریکا به پایینترین سطح در دوران ریاست جمهوری او از سال ۲۰۱۶ تا به امروز برسد. در برخی نظرسنجیها محبوبیت ترامپ به ۳۴ درصد سقوط کردهاست که بیش از هر چیز نتیجه عدم موفقیت او در جنگ ایران و افزایش قیمت سوخت ناشی از این جنگ است.
لورا بلومنفلد، کارشناس مسائل خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، با اشاره به اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه ادامه جنگ خطر تبدیل شدن او به رئیسجمهوری مشابه زمان آغاز «رکود بزرگ» را به همراه دارد، به رویترز گفت: «ترامپ که تحت تأثیر مدیریت اقتصادی شکستخورده هوور، رئیسجمهور اسبق آمریکا قرار گرفته، میداند که باید روی اقتصاد تمرکز کند.»
جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا هم در مصاحبهای تأکید کردهبود که دونالد ترامپ به هیچ وجه علاقه ندارد به یک هربرت هوور دیگر در تاریخ آمریکا تبدیل شود.
جاناتان لمییر، ستون نویس نشریه آتلانتیک نیز در این مورد نوشت: «ترامپ از جنگ خسته شده است؛ جنگی که بسیار دشوارتر از حد تصور او ظاهر شده و بسیار طولانیتر از انتظاراتش به درازا کشیده است. حزب او با بدبینی و نگرانی شاهد افزایش قیمت بنزین و کاهش ارقام نظرسنجیهاست. او نمیخواهد مانند برخی از اسلاف خود در باتلاق درگیریهای خاورمیانه گرفتار شود.»
سختتر از آنچه تصور میشد
به اعتقاد برخی تحلیلگران یکی از دلایل تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ ایران این بود که تصور میکرد این جنگ، بسیار کوتاه و آسان خواهد بود. ترامپ بارها و بارها در مصاحبههایش از کوتاه بودن این جنگ سخن گفتهبود و آن را «یک سفر کوتاه»، «انحراف مسیر جزئی» یا «مینی جنگ» نامیدهبود.
بر اساس محاصبه سیانان، از آغاز تجاوز نظامی تا زمان نهایی شدن تفاهمنامه اسلامآباد، دونالد ترامپ دست کم ۳۸ بار از پایان قریبالوقوع جنگ خبر دادهبود. امری که نشان میدهد او تا چه اندازه امیدوار است تا این جنگ زودتر پایان پیدا کند.
نشریه آتلانتیک مینویسد: «ترامپ هرگز فکر نمیکرد اوضاع اینگونه رقم بخورد. دو مشاور خارج از دولت گفتند که رئیسجمهور پس از عملیات نظامی تحسینبرانگیز برای ربودن نیکولاس مادورو از کاراکاس، چشم به ایران دوخت و به نزدیکان خود گفت که این هم یک ونزوئلای دیگر خواهد بود.»
مایکل فرومن، رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی در یادداشتی مینویسد: «اجرای عملیات «عزم مطلق» (Absolute Resolve) در ونزوئلا و استرداد رهبری مانند نیکولاس مادورو یک چیز است، عملیاتی که اگرچه بسیار پیچیده بود، اما جاهطلبیِ محدودی داشت؛ اما تلاش برای بازآفرینی و تغییر جغرافیای قدرت در سراسر یک منطقه، آن هم از راه دور، امر کاملاً متفاوتی است. نتایج این اقدام، نه تنها محدودیتهای نیروی نظامی را آشکار میکند، بلکه هرجومرجی را به تصویر میکشد که قواعد قدیمی بازی (با وجود تمام ایرادهایشان) مانع از بروز آن میشدند.»
فقدان هدف مشخص
یکی دیگر از عوال بیمیلی دولت آمریکا برای بازگشت به جنگ گسترده، فقدان هدف مشخص از ورود به چنین درگیری است. اگر این نظریه را بپذیریم که دولت آمریکا تصور میکرد جنگ آسانی برای تغییر نظام در ایران یا تسلیم کردن حکومت ایران در پیش دارد، پس از آنکه در رسیدن به این هدف ناکام ماند، دیگر هدف جایگزینی باقی نماندهبود.
در واقع در حال حاضر اصلیترین مساله مورد مناقشه میان تهران و واشنگتن، نحوه اداره تنگه هرمز است، مسالهای که تا پیش از آغاز تجاوز نظامی توسط آمریکا و اسرائیل اساساً وجود نداشت.
نشریه آتلانتیک مینویسد: «ترامپ میخواهد جنگ تمام شود. او خواهان یک توافق است. اما توافق نیازمند دو طرف است و هیچ نشانهای وجود ندارد که نشان دهد ایران علاقهای به نجات ترامپ از این تنگنای خودساخته دارد.»
دنی سیترینوویچ، مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی این رژیم مینویسد: «این مسئله در نهایت یک موضوع استراتژیک است تا توانایی نظامی. ایالات متحده بدون شک توانایی وارد کردن آسیبهای جدی به ایران را حفظ کرده است. سوال مهمتر این است که آیا این کشور هدف سیاسی قابلدستیابی مشخصی را تعریف کرده که هزینهها و خطرات فشار نظامی مداوم را توجیه کند؟ بدون یک نقطه پایانِ بهوضوح تعریفشده، حملات تنبیهیِ محدود، خطر تبدیل شدن به یک سیاستِ بیسرانجام را به همراه دارد؛ سیاستی که هزینههایی را بر ایران تحمیل میکند، بدون اینکه دستاورد استراتژیک پایداری به همراه داشته باشد.»
سوزان مالونی، کارشناس مسائل ایران و معاون مطالعات سیاست خارجی در اندیشکده بروکینگز به وال استریت ژورنال میگوید: «به نظر میرسد جنگ ایران اولین مخمصهای است که در پی تمایل مفرط این دولت به استفاده از قدرت سخت و قمارهای پرمخاطره ایجاد شده است؛ قمارهایی که رئیسجمهور نه میتواند نادیدهشان بگیرد و نه میتواند ما را از آنها خلاص کند.»
انتخاب جایگزین؟
اگر آمریکا تمایلی به بازگشت به جنگ تمام عیار ندارد، پس چه گزینهای در مقابل ترامپ برای آینده قرار دارد؟
- اصلیترین گزینه رسیدن به یک توافق مرضیالطرفین میان تهران و واشنگتن برای پایان جنگ و حل بخشی از اختلافهای اساسی از جمله در پرونده هستهای است. سند تفاهمنامه اسلامآباد که در ۲۷ خرداد ماه نهائی شد نیز دقیقاً همین هدف را دنبال میکرد و قرار بود که بر اساس این سند در یک دوره ۶۰ روزه دو طرف مذاکراتی برای حل اختلافهای بنیادین در چارچوب مشخص شده در تفاهمنامه انجام دهند. اما وقایع چهار هفته گذشته نشان دادهاست که دو طرف حتی نمیتوانند تعهدات محدود و موقت در یک سند یک صفحه و نیمه را اجرایی کنند. رسیدن به یک توافق جامع میان تهران و واشنگتن نیازمند اراده سیاسی قوی در دو طرف و اقناع در تهران و واشنگتن است که هیچ دستاورد مفیدی از طریق استمرار جنگ و فشار نظامی وجود نخواهد داشت.
- گزینه بعدی دولت آمریکا بازگشت به عملیات فشار اقتصادی از طریق تحریم به جای فشار نظامی است. دونالد ترامپ بعد از آنکه محاصره دریایی بنادر و سواحل ایران را اعلام کرد، با خرسندی در چند مصاحبه خود تأکید کرد که این کار هم بسیار کمهزینهتر از جنگ و هم بسیار موثرتر است. با این حال بازگشت به محاصره دریایی و حتی زمینی، از طرف جمهوری اسلامی ایران بدون پاسخ نخواهد ماند. موثرترین ابزار واکنش ایران کنترل بر تردد کشتیها در تنگه هرمز است، امری که اهرم قدرتمندی در اختیار ایران قرار میدهد که با آسیب زدن به اقتصاد کشورهای منطقه و فشار وارد کردن به اقتصاد جهانی، دولت آمریکا را وادار به انعطاف کند.
- گزینه نهایی رها کردن وضعیت فعلی در منطقه به شکل کنونی و کنار کشیدن از جنگ بدون هیچ اقدام دیگر است. چنین اقدامهایی در نحوه برخورد ترامپ با بحرانهای دیگر سابقه دارد و تاکنون چند بار در دوران ریاست جمهوری او تجربه شدهاست. در چنین شرایطی آمریکا با بازگرداندن وضعیت ایران به پیش از جنگ، یعنی یک تهدید دور دست تحت تحریم و فشار، عملاً از حالت درگیری نظامی خارج میشود. چنین شرایطی برای ایران بسیار آسیبزننده است، چرا که باید بیش از ۲ سال دیگر تحت محاصره اقتصادی (غیرنظامی) منتظر بماند، تا شاید بتواند در مذاکره با دولت بعدی آمریکا برای حل و فصل تحریمها و فشار اقتصادی مذاکره کند.
تردیدی وجود ندارد که محاسبات در مورد آینده تنش فعلی هر لحظه ممکن است تغییر کند. بسیار از جنگهای بزرگ در جهان بر اثر سوءمحاسبهها و اشتباههای کوچک شکل گرفتهاند و تضمینی وجود ندارد که ایران و ایالات متحده آمریکا در ادامه مسیر مجدداً وارد نبرد گسترده با یکدیگر نشوند. اما در شرایط فعلی به نظر میرسد که تمایل به جنگ گسترده در آمریکا کاهش پیدا کردهاست.
منبع: ایرنا
پایان/














نظر شما